سلول درمانی روشی برای درمان نقص ناحیه ی لیمبال (قسمت 2)

(Cornea) قرنيه

همان طور كه در بخش قبل گفته شد، قرنيه و صلبيه سطح خارجي كره چشم

را تشكيل ميدهند و نقش مهمي در حفاظت از فضاي داخل كره چشم به

عهده دارند. قرنيه، سطحي شفاف و بدون عروق را فراهم ميكند كه نور

بتواند به راحتي از آن عبور كند و وارد فضاي داخلي چشم شود.

سطح جلويي قرنيه را بافت اپىتليوم پوشانده است. اپيتليوم كه از لايه

اكتودرم در زمان جنيني مشتق شده است بافتي كاملا پويا است و هر روز

تعداد زيادي از سلو لهاي آن از سطح قرنيه جدا و وارد حوضچه اشكي

مي شود و بدين ترتيب همواره سلو لهاي جديد جايگزين سلو لهاي قديمي

مي شوند تا اين سطح شفاف براي عبور نور در بيروني ترين لايه چشم حفظ

شود. جالب آنكه، عمل پلك زدن سبب افزايش ريزش سلو لهاي اپي تليال

سطحي قرنيه و بازسازي مجدد آن مي شود و به اين ترتيب همواره قرنيه

شفاف مى ماند و واجد سلو لهايي جوان و شاداب خواهد بود مطالعات نشان داده اند كه مركز قرنيه 􀂹500-  انسا ن520.

ميكرومتر (نزديكبه نيم ميلي متر) ضخامت دارد و از 5 تا 7 لايه كاملا منظم تشكيل شده است

اين لاي هها از بيرون به داخل عبارتند از: لايه هاي سلو لهاى

اپيتليالي مطبق غير كراتينه، غشاء بومن، استروماي كلاژني ، غشاء دسمه

و سلو لهاي اندوتليوم. لايه اپيتليوم روي غشاء پايه و لايه اندوتليوم روي

يك غشاء پايه ضخيم به نام غشاء دسمه قرار مي گيرند. سلو لهاي اپي تليال

در لايه هاى سطح ي قرنيه توسط اتصالا ت محكم به يكديگر متصل مىشوند و

سد ي با مقاوم ت الكتريكي بالا و نفوذپذيري كم را به منظور حفظ شفافيت و

عملكرد صحيح قرنيه فراهم مى آورند

سا لهاى متمادي اين سوال وجود داشت كه چه عامل و يا عواملي موجب تجديد

حيات سلو لهاى اپىتليال قرنيه مىشوند به طورى كه طى ريزش سلو لهاي پيرو ناكا رآمد از سطح چشم، مرتب سلو لهاي جوان جايگزين آنها مىشوند.

مطالعات متعدد نشان مى دهد در تمام بافتهاي تجديد شونده مانند قرنيه

و يا پوست، دسته اي از سلو لها با ويژگي هاي منحصر به فرد وجود دارند كه

باعث ساخت و احياء مجدد آن بافت ها مي شوند. اين سلو لها قدرت تكثير

وهمانند سازي دارند و قادرند سلو لهايي كاملا مشابه خود را ايجاد كنند. از

طرف ديگر توانايي تمايز به سلو لهاي بافتي كه در آن مستقر هستند را نيز

دارند و چنانچه آن بافت دچار آسيب شود، مي توانند آن را بازسازي كنند.

امروزه اين سلو لها، كه طول عمري معادل طول عمر موجود زنده را دارند،

تحت عنوان سلول هاي بنيادي شناخته مي شوند..

اگر بپذيريم بافت قرنيه نيز واجد اين گونه سلو لهاي بنيادي براي ايجاد

بافتي شاداب و جوان در تمام طول عمر فرد است اين پرسش ها مطرح

مى شود كه اين سلو لها كجا قرار گرفته اند؟ چگونه ميتوان آنها را شناسايي

كرد؟ و چنانچه اين سلو لها تخريب شوند و يا از بين روند چه اتفاقي براي

فرد رخ ميدهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برگرفته از rctc.ir

سلول درمانی روشی برای درمان نقص ناحیه ی لیمبال

"به نام خدا"

سلام ، این پست اولین سری از مجوعه ی سلول درمانی روشی برای درمان نقص ناحیه ی لیمبال است که در چند قسمت تقدیم شما می شود   

مقدمه:

تقريباهشتاد درصد اطلاعات هركس از محيط پيراموني خود به واسطه عمل

ديدن كسب مي شود. از اين رو ساختار آناتومي چشم به گونه اي طراحي شده است كه بتواند با حساسيت

بالا و برخوردارى از حفاظت بالا يك ديد دقيق وشفاف را تضمين كند

اگر از روبرو به چشم يك فرد سالم نگاه كنيد مي توانيد به راحتي پلكها

را تشخيص دهيد كه بر روي سطح چشم در حال حركتند و مرتب آن را

شست وشو مي دهند. در چشم هر فرد دايره اي رنگي به نام عنبيه وجود دارد

كه توسط سفيدي چشم يا صلبيه احاطه مي شود. عنبيه به واسطه رنگدانه هاي

موجود در آن به رنگ هاي مختلفى ديده مي شود. مردمك در ميان عنبيه چشم

قرار دارد كه محل عبور نور و ارسال تصاوير به داخل چشم است

در برش عرضي، اعضاي چشم از خارج به داخل عبارتند از:

كه بيشترين بخش خارجي چشم را (Sclera) سفيدي چشم يا صلبيه-1

پوشش داده است.

كه بر (Conjunctiva) لايه شفاف و داراي عروقي خوني به نام ملتحمه-2

روي صلبيه قرار گرفته است

كه سطح جلويي (Cornea) لايه اي شفاف فاقد عروق خوني به نام قرنيه-3

چشم را پوشش مي دهد. اين لايه بر روي دايره رنگين چشم يا همان عنبيه

و هم چنين بر روي مردمك قرار گرفته است

عنبيه كه غني از سلو لهاى رنگدانه است و رنگ چشم به واسطه حضور اين ناحيه است-4

يا لنز كه در زير مردمك قرار گرفته و به واسطه (Lense) عدسي-5

ماهيچه هاي كوچكي كه در دو لبه آن است سبب شكست نور ورودي و وضوح

تصاوير دور يا نزديك مي شود

كه داخلي ترين لايه كره چشم را تشكيل و داخل چشم (Retina) شبكيه-6

را پوشش ميدهد و غني از اعصاب و گيرند ههايي است كه قادرند پيام هاي

نوري را به پيا مهاي شيميايي و يا الكتريكي تبديل كنند

در انتهاى كره چشم محل خروج فيبرهاي (Optic nerve) عصب بينايي-7

بينايي قابل مشاهده است كه انتقال پيا مهاي الكتريكي به مركز بينايي در

مغز به عهده اين عصب است براي آنكه بتوانيم اجسام را به وضوح مشاهده كنيم لازم است ابتدا سه

بخش قرنيه، عدسي و زجاجيه با همكاري يكديگر نور را به شبكيه هدايت

كنند تا در آنجا گيرنده هاي نوري، پيا مهاى نوري را به پيا مهاي عصبي تبديل

كنند. سپس در ادامه مسير عصب بينايي، اين پيا مها را براي تشخيص

اجسام به مغز ارسال مىكند تا بتوانيم اجسام را مشاهده كنيم.

برگرفته از rctc.ir