سلام بچه های این مطلبو تو سایت مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان دیدم جالب بود نه؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بیماری ویتلیگو
بیماری ویتیلیگو (برص ـ لک و پیس ) یک اختلال تولید رنگدانه است که در آن ملانوسیت‌ها (سلول‌هایی که رنگدانه تولید می‌کنند) در پوست، غشاهای مخاطی (پوشش داخلی دهان، بینی) و شبکیه (لایه داخلی کره چشم)  تخریب شده‌اند. در نتیجه لکه‌های سفید شیری رنگ در نواحی مختلف بدن ظاهر می‌شوند. علاوه بر لکه‌های سفید روی پوست، ممکن است افراد مبتلا به ویتیلیگو سفید شدن زودرس موهای سر، ابروها و ریش را نيز تجربه كنند. افراد با پوست تیره ممکن است متوجه فقدان رنگ در ناحیه‌ای در داخل دهان نيز شوند. دربیماری ویتیلیگو، تنها رنگ پوست تغییر می‌کند و بافت آن طبیعی است.

اولین نشانه بیماری، ظهور لکه‌های سفید بر روی پوست فرد است که این لکه‌ها بیشتر از همه در مناطق در معرض نور از قبیل دست‌ها، پاها، بازوها، صورت و لب‌ها شایع هستند. نقاط شایع دیگر لکه‌های سفید عبارتند از نواحی چین دار بدن؛ زیر بغل، کشاله ران و مجاری ورودی بدن؛ اطراف دهان، چشم، پره‌های بینی، ناف و نواحی تناسلی. در مورد این که چرا برخی از مناطق بدن بیشتر درگیر این بیماری می‌شوند، تئوری‌های زیادی وجود دارند از جمله وجود پایانه‌های عصبی زیاد، بافت استخوانی، غدد عرقی و غیره.

می‌دهند. اما پذیرفته‌ترین نظریه در خصوص بیماری ویتیلیگو، خودایمنی علیه سلول‌های ملانوسیت (رنگدانه ساز) است که در اثر حمله سلول‌های ایمنی و از بین بردن ملانوسیت‌ها ایجاد می‌شود. در بدن این افراد آنتی‌بادی‌هایی تولید می‌شود که ملانوسیت‌های بدن خودشان را تخریب می‌کنند (در حالت طبیعی، سیستم ایمنی بدن علیه سلول‌های خودی وارد واکنش نمی‌شود). نظریه دیگر در خصوص عامل بیماری ویتیلیگو، خودتخریبی ملانوسیت‌ها است. بالاخره در گروهی از بیماران سابقه وجود سوختگی‌های سطحی، عوامل روحی-روانی و اضطراب را از عوامل ایجاد بیماری ذکر می‌کنند که البته ارتباط آنها به صورت علمی ثابت نشده است.

ویتیلیگو می‌تواند ارثی نیز باشد. کودکانی که یکی از والدین آنها به این بیماری مبتلا هستند، بیش از دیگران در معرض ابتلا قرار دارند. در واقع 30 درصد بیماران، سابقه خانوادگی بیماری ویتیلیگو دارند. با این حال، تنها 5  الی 7 درصد کودکانی که والدین آنها ویتیلیگو دارند به آن مبتلا خواهند شد و در اغلب موارد نمی‌توان سابقه فامیلی را در افراد پیدا کرد.

بنظر می‌رسد که بیماری ویتیلیگو در افرادی که به سایر بیماری‌های خودایمن مبتلا هستند، شایع‌تر باشد ( بیماری‌های خودایمنی بیماری‌هایی هستند که در آنها سیستم ایمنی شخص علیه بافت‌ها یا سلول‌های بدن خود شخص واکنش نشان می‌دهد). ولی مکانیسم این ارتباط هنوز ناشناخته است.

تشخیص بیماری ویتیلیگو بر اساس یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی است. پزشک زمانی بوجود بیماری شک می‌کند که بیمار از بروز لکه‌های سفید بخصوص در مناطق در معرض آفتاب شکایت کند. در این صورت پزشک با گرفتن یک شرح حال کامل از بیمار از جمله سابقه فامیلی، سابقه ضربه در محل ایجاد لکه‌های ویتیلیگو، اضطراب، سابقه وجود بیماری خودایمنی، از نظر بالینی ابتلا به بیماری را در بیمار مورد ارزیابی قرار دهد.

انجام بیوپسی پوستی (نمونه گیری از ناحیه درگیر پوست) و مشاهده تخریب کامل سلول‌های رنگدانه پوست، تست تشخیصی قطعی در خصوص بیماری است. به همراه انجام این آزمایش لازم است که سایر عوامل زمینه‌ای مانند بیماری‌های خودایمن، کم خونی وخیم و غیره در بیمار مورد بررسی قرار گیرد.

هدف اصلی در در مان‌های رایج ویتیلیگو، بهبود ظاهر پوست است. درمان نیاز به زمان طولانی داشته و معمولا 6 تا 18 ماه به طول می‌انجامد. انتخاب نوع درمان به تعداد،  محل و گستردگی ضایعات بستگی دارد. پاسخ افراد به نوع درمان متفاوت بوده و نمی‌توان روش درمانی خاصی را برای همه افراد توصیه کرد. درمان‌های رایج عبارتند از: درمان دارویی، جراحی و درمان‌های کمکی

1.درمان با استروئید موضعی:  استروئید موضعی می‌تواند در برگرداندن رنگ به لکه‌های سفید کمک کند، بخصوص اگر در مراحل اولیه بیماری شروع شود. درمان باید دست کم تا سه ماه ادامه یابد تا نتیجه دیده شود. این روش ساده‌ترین و کم عارضه ترین شیوه درمانی است، اما اثر بخشی آن به اندازه روشهای درمانی دیگر نيست با این حال در صورتی که بیمار از پمادهای قویتری استفاده کند، شاهد بروز عوارضی در محل مورد استفاده خواهد بود.

2.نوردرمانی پسورالن (PUVA): این روش درمانی که از آن به عنوان درمان با اشعه ماوراء بنفش نیز یاد می‌شود بیشتر در آمریکا متداول بوده و نسبتا نیز موثر است. هدف اصلی در این روش درمانی نیز افزایش رنگدانه در ضایعات پوستی است اما وقت گیر بوده و باید مراقبت کافی برای جلوگیری از عوارض آن که گاهی شدید هم هست، به عمل آید. در این روش، ابتدا بیمار داروی پسورالن (Psoralen) را به صورت خوراکی و یا موضعی دریافت کرده و سپس در معرض تابش اشعه ماوراء بنفش قرار می‌گیرد. لازم است همه مراحل در مطب پزشک و زیر نظر متخصص انجام شود تا از عوارض جانبی آن تا حد امکان پیشگیری شود. قرار گرفتن بیمار در معرض نور آفتاب می‌تواند عوارض درمانی را تشدید نماید. درمان موضعی برای افرادی که تعداد لکه‌های سفید آنها کم است (کمتر از 20% سطح بدن)، همچنین افراد زیر 2 سال و افرادی که لکه‌های محدود و مشخص دارند به کار می‌رود. درمان خوراکی برای مواردی که بیش از 20% سطح بدن درگیر باشد یا افرادی که به درمان موضعی پسورالن پاسخ نمی‌دهند، بکار می‌رود.

3.رنگ‌زدایی (Depigmentation) : عبارت است از بی رنگ کردن باقیمانده پوست بدن تا با لکه های سفید همرنگ شود. این روش درمانی برای بیمارانی که حداقل 50 درصد پوست آن ها گرفتار است، توصیه می‌شود. در این روش رنگ سایر نقاط پوست که سفید نیستند با استفاده از داروهایی مانند Monobenzone از بین برده می‌شود تا کل بدن شخص به صورت یکنواخت سفید گردد. اما شخصی که به این روش درمان می‌شود برای همیشه بطور غیر طبیعی نسبت به نور حساس خواهد بود

درمان‌های جراحی:

تمام روش‌های جراحی روش‌های تجربی هستند، چون اثربخشی و عوارض جانبی آنها به طور کامل مشخص نشده است.

  • پیوند پوست بدن خود فرد (Autologous skin grafting)
  • پیوند پوست با استفاده از ایجاد تاول(Skin grafts using blisters)
  • میکروپیگمانتاسیون (خالکوبی) Micropigmentation (tattoing) کاشتن رنگدانه در پوست
  • پیوند ملانوسیت‌های خود فرد (Autologous melanocyte transplants)

سلول درمانی در ویتلیگو

از آنجا که مشکل اصلی بیماران ویتیلیگو، ناکارآمد بودن سلول‌های ملانوسیت است، محققان پژوهشكده رویان موفق به درمان بیماری ویتیلیگو با پیوند خودی (اتولوگ) سلول‌های ملانوسیت که یک روش سلول درمانی محسوب می‌شود، شدند. در این شیوه درمانی، ابتدا سلول‌های ملانوسیت از بیوپسی‌های بدست آمده از نواحی سالم پوست آن دسته از بیماران مبتلا به ویتیلیگو که پاسخ قابل قبولی برای درمان‌های متداول نداده‌اند به روش آنزیمی تحت شرایط کاملاً استریل جدا و به صورت داخل اپیدرمی تزریق می‌گردد. نتایج این شیوه درمانی جدید روی مبتلایان به لك و پیس كاملاً بی خطر و بسیار رضایت بخش بوده است. در مطالعات مشابه در سایر کشورها معمولاً به همراه تزریق سلول از اشعه ماورای بنفش نیز استفاده می‌گردد که می‌تواند برای بیمار عوارض ناگواری همانند سرطان‌های پوستی را به همراه داشته باشد، اما این درمان نیازی به استفاده از اشعه ماورای بنفش بعد از تزریق سلول ندارد.


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391 | 18:41 | نویسنده : پارمیس |

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 | 17:11 | نویسنده : پارمیس |
محققان انستیتو پاستور پاریس موفق به کشف و شناسایی سلول های بنیادی زنده در اجساد انسان بعد از گذشت 17 روز از مرگ شده‌اند

به گزارش ایسنا، برخی محققان مدعی شده بودند که سلول‌های بنیادی می‌توانند حداکثر پس از دو روز از مرگ در جسد انسان به حیات خود ادامه دهند، اما بیشتر دانشمندان امکان ادامه حیات سلول‌های بنیادی در جسد انسان را به دلیل کاهش سطح اکسیژن و مواد غذایی مورد نیاز تقریبا غیر ممکن اعلام کرده بودند.

اما تحقیقات صورت گرفته توسط تیم تحقیقاتی انستیتو پاستور پاریس به سرپرستی فابریس شریتا متخصص بافت شناسی و با همکاری دکتر تاجبخش نشان می‌دهد، سلول‌های بنیادی می‌توانند در محیط بدون اکسیژن جسد، تا 17 روز زنده بمانند.

اجساد مورد بررسی در دمای چهار درجه سانتیگراد برای پوسیدگی و فساد قرار داده شدند و محققان موفق به کشف سلول‌های بنیادی از عضله اسکلتی بدن شدند.

پروفسور شریتا خاطر نشان می‌کند: ما در یک دوره 17 روزه اجساد را مورد بررسی قرار دادیم و دیدیم این امکان وجود دارد که سلول‌های بنیادی بتوانند بیش از این نیز در جسد انسان عمر کنند.

همچنین این احتمال وجود دارد که بتوان سلول‌های بنیادی را در اجساد قدیمی‌تر نیز کشف کرد، اما این مساله به معنای استفاده از اجساد برای درمان بیماران نخواهد بود.

محققان پیش از این با پیوند سلول‌های بنیادی به بدن موش، موفق به احیای مجدد این سلول‌ها پس از گذشت 14 روز از مرگ موش شدند.

سلول‌های بنیادی از توانایی بالایی برای تبدیل شدن به بافت‌های دیگر برخوردارند، اما تعداد آنها در بدن بسیار محدود است.

منبع:همشهری آنلاین

سلول‌های بنیادی تا 17 روز پس از مرگ انسان،‌ زنده باقی می‌مانند 


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : چهارشنبه چهاردهم تیر 1391 | 16:22 | نویسنده : پارمیس |
خبر: 80171680          (2650024)            تاريخ انتشار : 18/03/1391 - 16:34

 

اصفهان- رئیس پژوهشكده زیست فناوری جانوری پژوهشگاه رویان‌ در اصفهان گفت: پژوهشگاه رویان به دنبال تاسیس نخستین بیمارستان سلول درمانی در كشور است.

1391/03/18 - 08:14

به گزارش ایرنا، دكتر 'محمد حسین نصر اصفهانی' روز پنجشنبه در همایش سلولهای بنیادی و دندانپزشكی در دانشگاه علوم پزشكی اصفهان افزود: تحقیقات و كارهای علمی بسیاری در زمینه سلول درمانی و تولید سلولهای بنیادی در این پژوهشگاه صورت گرفته كه زمینه مناسبی جهت تاسیس این بیمارستان است.

به گفته وی در سلول درمانی، سلول های بنیادی از بافتهای مختلف بدن مانند پوست استخراج شده و پس از تبدیل شدن به انواع سلولها به بیمار پیوند زده می شود.

وی با اشاره به اینكه تاسیس چنین بیمارستانی نیاز به وقت زیادی دارد اظهار داشت: تاسیس و فعالیت بانك خون بند ناف از جمله برنامه های موفق پژوهشگاه رویان در این راستا بوده كه تا كنون خون بند ناف حدود 40 هزار نوزاد ایرانی در آن ذخیره شده است.

این پژوهشگر حركت به سمت تولید گلبول قرمز و سلولهای خونی را یكی دیگر از برنامه های پژوهشگاه رویان برشمرد و توضیح داد: حركتهایی در این زمینه شروع شده و گروه خون 'بمبئی' می تواند در این زمینه كمك بسیاری كند.

(گروه خون بمبئی، گروه خون بسیار منحصر به فرد و خاصی است كه در ایران از هر یك میلیون نفر، یك نفر دارای این گروه خونی است.)

نصر اصفهانی با بیان اینكه صدها رده سلول های بنیادی در پژوهشگاه رویان وجود دارد تصریح كرد: امروز ما می توانیم با استفاده از سلول های بنیادی، یك زوج كاملا عقیم را با تولید تخمك و اسپرم درمان كنیم.

وی با اشاره به خواص سلولهای بنیادی گفت: این سلولها از دو خاصیت اصلی شامل 'خودنوزایی' و 'تبدیل شدن به سلولهای دیگر' برخوردار است كه در بیشتر بافتهای بدن مانند مغز استخوان و جنین وجود دارد.

رئیس پژوهشكده زیست فناوری جانوری پژوهشگاه رویان‌ در اصفهان گفت: امروزه با استفاده از روشهای نوین شبیه سازی می توان سلول بنیادی را از پوست استخراج و آن را به انواع بافتها تمایز داد در واقع دارای سلولهای بنیادی القایی شده از پوست هستیم.

وی افزود: هرچند سلولهای بنیادی مانند یك تیغه دو لبه است و می تواند به سلولهای سرطانی تبدیل شود لذا یك راهكار برای كمتر شدن شانس سرطانی آن تبدیل مستقیم سلول پوست به انواع بافتهای دیگر است.

همایش 'سلول های بنیادی و دندانپزشكی' روز پنجشنبه در مركز تحقیقات كلینیكی پروفسور 'ترابی نژاد' در دانشكده دندانپزشكی دانشگاه علوم پزشكی اصفهان برگزار شد.

پ/7148/1042/ 1539

انتهای خبر / خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) / کد خبر 80171680

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : پنجشنبه هجدهم خرداد 1391 | 19:59 | نویسنده : پارمیس |
آغاز تحقيقات براي درمان فلج مغزي کودکان با سلول هاي بنيادي در کشور
خراسان - مورخ چهارشنبه 1389/08/19 شماره انتشار 17696

عرفاني- ايران هم زمان با ديگر کشورهاي جهان، مطالعات خود را در زمينه درمان فلج مغزي کودکان با سلول هاي بنيادي آغاز کرده است. دکتر ناصر اقدمي، مسئول مرکز سلول درماني پژوهشگاه رويان با اعلام اين مطلب در گفت وگو با خراسان اظهار داشت: در حال حاضر يکي از روش هاي مرسوم درمان فلج مغزي کودکان بدين شکل است که براي کودک دارو تجويز مي شود تا اعصاب وي شروع به ترميم کند که اغلب اين شيوه خيلي موثر نيست. روش ديگر استفاده از حرکات فيزيوتراپي است که با انجام آن، تلاش مي شود عضلاتي که به دليل بيماري تنبل شده يا از کارافتاده است، کم کم به حالت اوليه خود برگردد، در اين بيماران، بهبودي کامل هيچ وقت حاصل نمي شود، اما اگر پدر و مادر حوصله به خرج دهند و پي گيرانه درمان تجويز شده را انجام دهند، مي توانند مانع پيشرفت بيماري شوند و از درگير شدن اندام هاي ديگر جلوگيري کنند. اين عضو هيئت علمي پژوهشگاه رويان ادامه داد: هم اکنون در سطح دنيا، درمان اين گونه بيماران بدين شکل است که سلول هاي بنيادي استخراج شده از خون بند ناف به کودکان بيمار تزريق مي شود و در صورتي که خون بند ناف اين کودکان در بانک وجود نداشته باشد از مغز استخوان آن ها، سلول هاي بنيادي استخراج و داخل نخاع تزريق مي شود، به اين اميد که سلول هاي تزريق شده جايگزين سلول هاي عصبي مرده شود. اين شيوه هم اکنون در سطح دنيا در مرحله تحقيقات قرار دارد و هنوز مقاله اي درباره نتايج آن منتشر نشده است. پژوهشگاه رويان هم زمان با دنيا، اين مطالعه را با همکاري محققان در بيمارستان شهداي تجريش، مرکز تحقيقاتي علوم شناختي و پژوهشگاه رويان انجام مي دهد.

اين بررسي ها تنها روي کودکاني خواهد بود که فلج مغزي در آن ها به طور قطعي تشخيص داده شده باشد و توسط پزشک معالج خود به اين مرکز معرفي شوند.دکتر اقدمي خاطر نشان کرد: سلول هاي عصبي مغز مانند ديگر اعضاي بدن در داخل خود سلول هاي بنيادي دارد و وقتي سلول هاي عصبي دچار آسيب مي شود، سلول هاي بنيادي به منظور ساخت سلول هاي عصبي جديد تکثير پيدا مي کند اما رشد آن ها بسيار کند است و مانند پوست يا استخوان خيلي سريع رشد نمي کند به همين دليل فرآيند ترميم سلول هاي عصبي در صورت آسيب ديدگي، به طور طبيعي به کندي انجام مي شود. بنابراين ضروري است که با تزريق سلول هاي بنيادي و در نتيجه افزايش تعداد سلول هاي عصبي به سيستم ترميمي بدن کمک کرد تا ترميم را سريع تر انجام دهد.

برگرفته از روزنامه ی صبح ایران خراسان


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : چهارشنبه سوم آذر 1389 | 19:7 | نویسنده : پارمیس |

 

جامعه > سلامت  - به گزارش ایسنا:

در یک تحقیق جدید دانشمندان دریافته‌اند که تولید سلولهای عصبی جدید در مغز انسان با یادگیری و حافظه ارتباط دارد.

محققان دانشگاه فلوریدای آمریکا در این پژوهش به سرنخ‌هایی درباره فرآیندهای دخیل در کاهش توان حافظه در ارتباط با سلامتی و سن افراد دست یافته‌اند و اهداف سلولی بالقوه‌ای را برای دارو درمانی شناسایی کرده‌اند.

محققان بررسی کردند که سلول های بنیادی در یک منطقه مرتبط با حافظه در مغز موسوم به «هیپوکامپ» چطور تکثیر می‌شوند و به انواع مختلفی از سلولهای عصبی تغییر پیدا می‌کنند.

فلوریان سینبرن روبل، محقق کالج پزشکی این دانشگاه دراین باره گفت: این یافته‌ها نشان می‌دهد که آیا ما می‌توانیم با افزایش تولید سلولهای عصبی در هیپوکامپ از تحلیل حافظه در انسانها پیشگیری کرده و یا آن را ریشه کن کنیم.

به گزارش شبکه خبری ان بی سی، این پدیده‌ای است که متخصصان داروسازی، آن را یک «هدف دارویی» می‌نامند.

این تحقیق با همکاری متخصصان آلمانی روی 23 بیمار مبتلا به صرع که به درجات مختلفی از تحلیل حافظه‌ای مبتلا بودند، انجام گرفت و جزئیات آن در مجله «مغز» به چاپ رسید.

بر گرفته از خبر آنلاین

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : یکشنبه هفتم شهریور 1389 | 0:0 | نویسنده : پارمیس |

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : سه شنبه دوازدهم مرداد 1389 | 18:1 | نویسنده : پارمیس |
(Cornea) قرنيه

همان طور كه در بخش قبل گفته شد، قرنيه و صلبيه سطح خارجي كره چشم

را تشكيل ميدهند و نقش مهمي در حفاظت از فضاي داخل كره چشم به

عهده دارند. قرنيه، سطحي شفاف و بدون عروق را فراهم ميكند كه نور

بتواند به راحتي از آن عبور كند و وارد فضاي داخلي چشم شود.

سطح جلويي قرنيه را بافت اپىتليوم پوشانده است. اپيتليوم كه از لايه

اكتودرم در زمان جنيني مشتق شده است بافتي كاملا پويا است و هر روز

تعداد زيادي از سلو لهاي آن از سطح قرنيه جدا و وارد حوضچه اشكي

مي شود و بدين ترتيب همواره سلو لهاي جديد جايگزين سلو لهاي قديمي

مي شوند تا اين سطح شفاف براي عبور نور در بيروني ترين لايه چشم حفظ

شود. جالب آنكه، عمل پلك زدن سبب افزايش ريزش سلو لهاي اپي تليال

سطحي قرنيه و بازسازي مجدد آن مي شود و به اين ترتيب همواره قرنيه

شفاف مى ماند و واجد سلو لهايي جوان و شاداب خواهد بود مطالعات نشان داده اند كه مركز قرنيه 􀂹500-  انسا ن520.

ميكرومتر (نزديكبه نيم ميلي متر) ضخامت دارد و از 5 تا 7 لايه كاملا منظم تشكيل شده است

اين لاي هها از بيرون به داخل عبارتند از: لايه هاي سلو لهاى

اپيتليالي مطبق غير كراتينه، غشاء بومن، استروماي كلاژني ، غشاء دسمه

و سلو لهاي اندوتليوم. لايه اپيتليوم روي غشاء پايه و لايه اندوتليوم روي

يك غشاء پايه ضخيم به نام غشاء دسمه قرار مي گيرند. سلو لهاي اپي تليال

در لايه هاى سطح ي قرنيه توسط اتصالا ت محكم به يكديگر متصل مىشوند و

سد ي با مقاوم ت الكتريكي بالا و نفوذپذيري كم را به منظور حفظ شفافيت و

عملكرد صحيح قرنيه فراهم مى آورند

سا لهاى متمادي اين سوال وجود داشت كه چه عامل و يا عواملي موجب تجديد

حيات سلو لهاى اپىتليال قرنيه مىشوند به طورى كه طى ريزش سلو لهاي پيرو ناكا رآمد از سطح چشم، مرتب سلو لهاي جوان جايگزين آنها مىشوند.

مطالعات متعدد نشان مى دهد در تمام بافتهاي تجديد شونده مانند قرنيه

و يا پوست، دسته اي از سلو لها با ويژگي هاي منحصر به فرد وجود دارند كه

باعث ساخت و احياء مجدد آن بافت ها مي شوند. اين سلو لها قدرت تكثير

وهمانند سازي دارند و قادرند سلو لهايي كاملا مشابه خود را ايجاد كنند. از

طرف ديگر توانايي تمايز به سلو لهاي بافتي كه در آن مستقر هستند را نيز

دارند و چنانچه آن بافت دچار آسيب شود، مي توانند آن را بازسازي كنند.

امروزه اين سلو لها، كه طول عمري معادل طول عمر موجود زنده را دارند،

تحت عنوان سلول هاي بنيادي شناخته مي شوند..

اگر بپذيريم بافت قرنيه نيز واجد اين گونه سلو لهاي بنيادي براي ايجاد

بافتي شاداب و جوان در تمام طول عمر فرد است اين پرسش ها مطرح

مى شود كه اين سلو لها كجا قرار گرفته اند؟ چگونه ميتوان آنها را شناسايي

كرد؟ و چنانچه اين سلو لها تخريب شوند و يا از بين روند چه اتفاقي براي

فرد رخ ميدهد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برگرفته از rctc.ir


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : پنجشنبه دهم تیر 1389 | 19:8 | نویسنده : پارمیس |
"به نام خدا"

سلام ، این پست اولین سری از مجوعه ی سلول درمانی روشی برای درمان نقص ناحیه ی لیمبال است که در چند قسمت تقدیم شما می شود   

مقدمه:

تقريباهشتاد درصد اطلاعات هركس از محيط پيراموني خود به واسطه عمل

ديدن كسب مي شود. از اين رو ساختار آناتومي چشم به گونه اي طراحي شده است كه بتواند با حساسيت

بالا و برخوردارى از حفاظت بالا يك ديد دقيق وشفاف را تضمين كند

اگر از روبرو به چشم يك فرد سالم نگاه كنيد مي توانيد به راحتي پلكها

را تشخيص دهيد كه بر روي سطح چشم در حال حركتند و مرتب آن را

شست وشو مي دهند. در چشم هر فرد دايره اي رنگي به نام عنبيه وجود دارد

كه توسط سفيدي چشم يا صلبيه احاطه مي شود. عنبيه به واسطه رنگدانه هاي

موجود در آن به رنگ هاي مختلفى ديده مي شود. مردمك در ميان عنبيه چشم

قرار دارد كه محل عبور نور و ارسال تصاوير به داخل چشم است

در برش عرضي، اعضاي چشم از خارج به داخل عبارتند از:

كه بيشترين بخش خارجي چشم را (Sclera) سفيدي چشم يا صلبيه-1

پوشش داده است.

كه بر (Conjunctiva) لايه شفاف و داراي عروقي خوني به نام ملتحمه-2

روي صلبيه قرار گرفته است

كه سطح جلويي (Cornea) لايه اي شفاف فاقد عروق خوني به نام قرنيه-3

چشم را پوشش مي دهد. اين لايه بر روي دايره رنگين چشم يا همان عنبيه

و هم چنين بر روي مردمك قرار گرفته است

عنبيه كه غني از سلو لهاى رنگدانه است و رنگ چشم به واسطه حضور اين ناحيه است-4

يا لنز كه در زير مردمك قرار گرفته و به واسطه (Lense) عدسي-5

ماهيچه هاي كوچكي كه در دو لبه آن است سبب شكست نور ورودي و وضوح

تصاوير دور يا نزديك مي شود

كه داخلي ترين لايه كره چشم را تشكيل و داخل چشم (Retina) شبكيه-6

را پوشش ميدهد و غني از اعصاب و گيرند ههايي است كه قادرند پيام هاي

نوري را به پيا مهاي شيميايي و يا الكتريكي تبديل كنند

در انتهاى كره چشم محل خروج فيبرهاي (Optic nerve) عصب بينايي-7

بينايي قابل مشاهده است كه انتقال پيا مهاي الكتريكي به مركز بينايي در

مغز به عهده اين عصب است براي آنكه بتوانيم اجسام را به وضوح مشاهده كنيم لازم است ابتدا سه

بخش قرنيه، عدسي و زجاجيه با همكاري يكديگر نور را به شبكيه هدايت

كنند تا در آنجا گيرنده هاي نوري، پيا مهاى نوري را به پيا مهاي عصبي تبديل

كنند. سپس در ادامه مسير عصب بينايي، اين پيا مها را براي تشخيص

اجسام به مغز ارسال مىكند تا بتوانيم اجسام را مشاهده كنيم.

برگرفته از rctc.ir


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : شنبه پنجم تیر 1389 | 11:29 | نویسنده : پارمیس |
كاربرد سلول‌هاي بنيادي چاپ ارسال به دوست
  • بيماري‌هاي قلبي
    توان سلول‌هاي ماهيچه‌اي قلب براي تكثير طي دوره بزرگسالي بسيار اندك است و معمولا متعاقب يك سكته، جايگزيني سلول‌هاي مرده با اين روش مقدور نيست. بنابراين جراحت يا ايسكمي به وجود آمده منجر به تشكيل بافت اسكار غير فعال، به جاي سلول‌هاي ماهيچه‌اي قلبي فعال مي‌شود كه تحت عنوان بدشكلي‌هاي عضله قلبي شناحته مي‌شود. اين بدشكلي‌ها مي‌تواند در طول زمان منجر به نارسايي مزمن قلبي گردد كه از معضلات اصلي بهداشتي كشورهاي غربي و توسعه يافته است. تنها در ايالات متحده حدود 1/7 ميليون نفر از سكته قلبي و 9/4 ميليون نفر نيز از نارسايي مزمن قلبي رنج مي‌برند. علاوه بر آن، نقص‌هاي مادرزادي قلب، كه عموما حاصل آسيب به ماهيچه يا دريچه‌هاي قلبي است حدود 5000000 امريكايي را متاثر كرده است و هرساله حدود 400000 نفر جديد با اين نقص شناسايي مي‌شوند. عليرغم پيشرفت‌هاي اخير در درمان بيماري‌هاي قلبي ميزان بروز، بستري و مرگ و مير ناشي از آن همچنان در حال افزايش است. بعد از تشخيص بيماري نارسايي قلب، از هر 5 بيمار يك نفر در طول 12 ماه جان خود را از دست مي‌دهد. بنابراين، هرگونه تغيير هرچند كوچك در بهبود و افزايش طول عمر بيماران مي‌تواند تاثير بزرگي در ارتقاء سلامت جامعه داشته باشد. متخصصان اميدوارند سلول‌هاي بنيادي را از مغز استخوان افراد بيمار (يا جنين نوظهور) استخراج و آنها را در محيط آزمايشگاه به سلول‌هاي قلبي تبديل كنند و نهايتا با تزريق اين سلول‌هاي تمايزيافته به بدن، امکان ترميم بافت‌هاي آسيب‌ديده قلب را فراهم آورند. استفاده از سلول‌هاي خونساز مغز استخوان خودي به دليل مشكلات اخلاقي و درماني كمتر، بيش از ساير انواع سلول‌ها مورد توجه قرار گرفته است و تا كنون بيش از 900 بيمار در دنيا بعد از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي از جمله سكته قلبي با استفاده از سلول‌هاي بنيادي تحت درمان قرار گرفته‌اند كه نتايج اوليه ضمن تاييد ايمن بودن آنها كارايي آنها را نيز در مطالعات باليني فاز يك و دو تاييد مي‌كند. جداسازي سلول‌هاي تك هسته‌اي، سلول‌هاي واجد CD34  و يا CD133 و همچنين استفاده از داروهايي كه موجبات حركت سلول‌هاي بنيادي به خون محيطي را فراهم مي‌كنند از مهمترين خط مشي‌هاي مدنظر در اين درمانها به شمار مي‌رود.
  • بيماري انسداد شريان‌هاي محيطي
    بيماري انسداد شريان‌هاي محيطي بيماري شايعي است كه حدود 15% افراد بالاي 50 سال را گرفتار مي‌كند. اولين مرحله در پيدايش بيماري انسداد شريان‌هاي محيطي، آسيب آندوتليال شريان‌هاي محيطي است. علاوه بر آن، آسيب اندوتليال در پيشروي بيماري نقش بسيار مهمي دارد. اگر چه در مراحل اوليه اين بيماري علايم بيماري به ندرت خود را نشان مي‌دهد، اما با پيشرفت تدريجي بيماران غالبا محدوديت حركت را تجربه مي‌كنند و حتي در موارد شديد ممكن است كاملا قدرت حركت خود را از دست بدهند. تحقيقات مختلف آزمايشگاهي و باليني نشان داده‌اند كه سلول‌هاي پيش‌ساز آندوتليال در پاسخ به ايسكمي، از مغز استخوان به بافت ايسكميك مهاجرت و در روند تشكيل عروق جديد نقش اصلي را ايفا مي‌كنند. اين سلول‌هاي پيش‌ساز علاوه بر برخورداري از ويژگيهاي سلول‌هاي بنيادي قادر به ترشح فاكتورهاي سازنده عروق نيز هستند. در نتيجه، اين احتمال قويا مطرح مي‌شود كه كاشت اين سلول‌ها در مناطق ايسكميك اندام‌ها بتواند با فراهم آوردن سلول‌هاي پيش‌ساز آندوتليال و فاكتورهاي آنژيوژنيك در روند تشكيل عروق جديد موثر باشد. با وجود تحقيقات اندكي كه در زمينه درمان بيماري‌هاي عروقي به كمك سلول‌هاي بنيادي صورت گرفته است، نتايج بسيار رضايت بخش بوده است. به نظر مي‌رسد با به كارگيري اين سلول‌ها در درمان ايسكمي بيماران مبتلا به انسداد شريان‌هاي محيطي بتوان علاوه بر جلوگيري از پيشروي بيماري در آنها، با تشكيل عروق جديد در درمان مشكلات آنها نيز موثر بود.
  • بيماري‌هاي كبد
    سيروز کبدي مرحله انتهايي فيبروز کبدي در زمينه آسيب‌هاي مزمن کبدي با علل گوناگون است كه در آن ساختمان طبيعي کبد تخريب شده و فيبروز پيشرفته همراه با ندول‌هاي رژنراتيو تشکيل مي‌شود. در بيماران سيروتيک زماني که عملكرد کبدي در حدي مختل شود که نتواند نيازهاي فيزيولوژيک بدن را تامين کند، عوارض سيروز ظاهر مي‌شود و مرگ و مير به شدت بالا مي‌رود. در مطالعات انجام شده ميزان بقاي يک ساله در سيروز جبران شده 100درصد  و در کلاس B 80% درصد است، در حالي که اين ميزان در بيماران با کلاس C كمتر از 50 درصد است. اگرچه در عده کمي از مبتلايان به سيروز، درمان موثر برعليه عامل ايجاد كننده اوليه مي‌تواند منجر به برگشت سيروز شود، در اغلب مبتلايان به سيروز جبران نشده تنها درمان نجات‌بخش شناخته شده و موثر پيوند کبد است. با اين حال پيوند کبد نيز مشکلات بسياري به همراه دارد. اولا تعداد موارد پيوند کبد در مقايسه با بيماران نيازمند به پيوند کبد در تمام دنيا بسيار پايين است. ثانيا هزينه‌هاي پيوند کبد و داروهاي ايمونوساپرسيو که پس از پيوند مورد نياز هستند بسيار بالاست، به طوري که اغلب بيماران در كشور توانايي مالي اين اقدام درماني را ندارند. ثالثا عوارض جدي و مهمي (مانند پس زدن پيوند، عود بيماري اوليه در کبد پيوند شده، عوارض بيلياري، و عفونت با ميکروارگانيسم هاي فرصت طلب) ممکن است پس از پيوند کبد ايجاد شود که مشکلات فراواني براي بيمار و تيم پزشکي ايجاد مي‌کند.  نکات فوق موجب شده است تا نياز بسيار زيادي در زمينه روش‌هاي درماني جديدتر جايگزين پيوند کبد براي مبتلايان به سيروز جبران نشده در دنياي پزشکي احساس شود. يکي از روش‌هايي که به صورت بالقوه مي‌تواند جايگزين پيوند کبد شود، پيوند سلول‌هاي بنيادي مغز استخوان خود بيمار است. در مطالعات آزمايشگاهي اثبات شده است سلول‌هاي بنيادي جنيني و همچنين سلول‌هاي بنيادي بزرگسالان مي‌توانند به سلول‌هاي كبدي تبديل شوند. اکثر اين تحقيقات پايه در 5 سال اخير انجام شده‌اند و موضوع تبديل سلول‌هاي بنيادي به سلول‌هاي كبدي و در نهايت جايگزيني اين سلول‌ها و توليد بافت کبدي طبيعي از موضوعات روز هپاتولوژي است كه در اين زمينه تحقيقات گسترده‌اي در دنيا انجام گرفته و مي‌گيرد. در مطالعات حيواني تزريق سلول‌هاي بنيادي جنيني موجب بهبود آسيب کبدي در موش شده است. همچنين بر اساس اين مطالعات تبدیل سلول‌های مزانشیمال مغز استخوان به هپاتوسیت‌ها و تزریق آنها به رت‌های مبتلا به سیروز، بدون عارضه بوده و موجب بهبودی بیماری کبدی در رت‌ها شده است.
    در مطالعه ديگري که اخيرا صورت گرفته، سلول‌هاي بنيادي را در محيط آزمايشگاهي به سلول‌هاي كبدي تبديل و به بيماران سيروزي تزريق کرده‌اند. نکته مهم در مطالعه مذکور اين است که تزريق سلول‌هايي که خارج بدن انسان از سلول بنيادي به سلول‌هاي كبدي تبديل شده بودند بدون عارضه بوده است.

  • بيماري‌هاي پانكراس و ديابت
    ديابت مليتوس را مي‌توان به دو گروه اصلي نوع 1 و نوع 2تقسيم كرد. در ديابت نوع 1 اختلال در سلول‌هاي مولد انسولين با تخريب خود ايمن اين سلول‌ها آغاز مي‌شود. اين بيماران به تزريق روزانه انسولين نياز دارند. هم اكنون قريب به 1/18 ميليون نفر در سراسر دنيا از اين بيماري رنج مي‌برند و پيش‌بيني مي‌شود اين رقم تا سال 2010 به 7/23 ميليون نفر برسد. ديابت نوع 2 بيماري متابوليك پيچيده‌اي است كه 95 درصد جمعيت بيماران ديابتي را تشكيل مي‌دهد. هرچند كشف و توليد انسولين بسياري از مشكلات اين بيماران را مرتفع ساخته است ولي همچنان براي پيشگيري از عوارض بيماري لازم است كه سطح انسولين با دقت بيشتري كنترل و نظارت شود. بنابراين ايجاد سلول‌هايي كه خود قادر به توليد انسولين در مواجهه با افزايش قند خون باشند، از اهميت بسزايي در درمان اين بيماري و كاهش عوارض ديررس آن برخوردار است.
    جايگزيني سلول‌هاي بتاي پانكراسي، هدف چندين دهه براي كاهش ميزان مرگ و مير و پيشرفت بيماري ديابت بوده است. پيوند سلول‌هاي بتاي مولد انسولين به شكل پانكراس كامل يا جزاير لانگرهانس جدا شده، گزينه درماني اميدوار كننده‌اي براي درمان اين بيماري است. با اين حال كمبود شديد بافتهاي دهنده متناسب با گيرنده از مشكلات اساسي اين روش درماني محسوب مي‌شود و تلاش‌هاي تحقيقاتي زيادي براي توليد بافت توليد كننده انسولين جهت پيوند در مدل‌هاي حيواني و انساني متمركز شده است. يكي از اين روشها تمايز سلول‌هاي بنيادي و يا پيش‌ساز بزرگسالان به سلول‌هاي بتاي پانكراس، مولد انسولين، است. استفاده از مهندسي بافت براي ايجاد اين سلول‌ها و استفاده از سلول‌هاي بنيادي جنيني از ساير گزينه‌هاي مطرح در اين زمينه به شمار مي‌رود. استفاده از ايمونوتراپي با استفاده از سلول‌هاي درگير در سيستم ايمني همانند سلول‌هاي دندريتيك تمايز يافته از سلول‌هاي بنيادي براي كاهش اثرات خود ايمني در اين بيماران به خصوص افراد مبتلا به ديابت نوع يك يكي از انواع درمان‌هاي سلولي است كه در اين بيماران مورد توجه قرار گرفته است. اخيرا متخصصان دانشگاه آلبرتا در کانادا، موفق شدند سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي را به سلول‌هاي پانکراس انساني تبديل و سپس به بيماران ديابتي منتقل كنند.

  • بيماري‌هاي كليه و پيوند كليه
    از مشكلات‌ عمده‌ بيماران‌ پيوند كليه‌، رد پيوند كليه‌ است كه‌ به‌ صورت‌ حاد يا مزمن‌ ظاهر مي‌شود. يكي‌از راهكارهاي‌ درماني‌ افزايش‌ بقاء پيوند استفاده‌ از داروهاي‌ سركوبگر ايمني‌ است‌. مصرف‌ داروهاي‌سركوبگر ايمني‌ ابتلا به‌ عفونت‌هاي‌ فرصت‌ طلب‌ و بدخيمي‌ها را افزايش‌ مي‌دهد‌ و اثرات‌ زيان‌باري‌ را در كليه ‌پيوندي‌ بر جاي‌ مي‌گذارد. براي‌ افزايش‌ بقاء پيوند روش‌هاي‌ گوناگوني‌ ارائه‌ شده‌ است‌. از آنجا كه‌ پيوند كليه‌ به‌ مفهوم‌ پيوند آلوگرافت‌ است، لذا اهداف‌ درماني‌ در پيوند بافت‌هاي‌ توپر بر القاء سطحي‌ از تولرانس‌ ايمونولوژيك‌ اختصاصي‌ ودائمي‌ متمركز شده‌اند تا‌ عاري‌ از درمان‌هاي‌ طولاني‌مدت‌ با داروهاي‌ سركوبگر ايمني‌ باشد. مطالعات‌ فراواني‌ پيرامون‌ استفاده‌ از سلول‌هاي‌ بنيادي‌ خونساز فرد دهنده‌ پيوند به‌ منظور القاء تولرانس‌ ياكايمريسم‌ در گيرنده‌ پيوند وجود دارد. پزشكان توانسته‌اند‌ با تجويز همزمان ‌آنتي‌بادي‌هاي‌ ضدلنفوسيتي‌ و سلول‌هاي‌ مغز استخوان‌ فرد دهنده‌ در پريماتهاي‌ غيرانساني‌ تولرانس‌ را القا كنند و نشان‌ دهند‌ افزايش‌ بقاء پيوند آلوگرافت‌ بدون‌ استفاده‌ از رژيم‌هاي‌ سخت‌تر‌ سركوبگر ايمني صورت مي‌گيرد. تا به‌امروز روش‌هاي‌ گوناگوني‌ براي‌ ارائه‌ سلول‌هاي‌ بنيادي‌ فرد دهنده‌ به‌ گيرنده‌ پيوند ارائه‌ شده‌ است‌ كه‌ از آن جمله مي‌توان به عرضه‌ كل‌ سلول‌هاي‌ تك هسته‌اي موجود در مغز استخوان‌ فرد دهنده‌، عرضه‌ سلول‌هاي‌ مغز استخوان‌ فرد دهنده‌ كه‌ سلول‌هاي‌ ‌ Tآن جدا شده‌اند و يا عرضه‌ سلول‌هاي‌ دندريتيك‌ نابالغ‌ فرد دهنده اشاره كرد‌.
    مطالعات‌ نشان‌ داده‌‌اند  تزريق‌ سلول‌هاي‌ بنيادي‌ خونساز‌ در بافت‌ پيوندي‌ موجب‌ تولرانس‌ و تزريق‌ سلول‌هايCD34+  محيطي‌ موجب‌ كايمريسم‌ مي‌شود‌ كه‌ در طولاني‌شدن‌ عمر پيوند مؤثر هستند‌. بنابراين استفاده از سلول‌هاي‌ بنيادي‌ به حركت درآورده شده باG-CSF ، جداسازي و حتي خلوص آنها و يا استفاده از مغز استخوان فرد دهنده و تزريق آن قبل از پيوند كليه مي‌تواند آينده بهتري را براي اين بيماران ايجاد كند.

  • ترميم بافت‌هاي استخواني و غضروفي
    بافت غضروف‌ نوعي بافت‌ همبند متراكم‌ است‌ كه‌ عهده‌ دار سنتز مواد سخت‌ و همچنين‌ استحكام‌ مفاصل‌ است. تنها سلول‌هاي‌ موجود در بافت‌ غضروف ‌كندروسيت‌ها هستند كه در افراد بالغ‌ ظرفيت‌ محدودي ‌براي‌ ترمیم و نوسازی دارد. اين مسئله حتي‌ درآسيب‌هاي‌ كوچك‌ كه‌ در ناشي از تحليل‌ مفاصل‌ حاصل‌ مي‌شود نيز مشاهده مي‌شود. بيماري‌هاي غضروفي يكي از عوارض مهم در افراد ميان سال و سالمند است. اين آسيب‌ها در نتيجه نكروز، خارج كردن تومور، تحليل رفتگي غضروف مفاصل به واسطه استئوآرتريت، تروما و يا ناشي از كاهش غضروف و ساييدگي در اثر تمرينات سخت ورزشي و نظامي ايجاد مي‌شوند. اين ضايعات در اكثر موارد به دليل محدود بودن توان ترميم در غضروف طبيعي، قابل درمان نيست. از طرفي روش‌هاي جراحي كه تا كنون براي ترميم اين ضايعات به كار رفته ناموفق بوده است. هرچند پيوند كندروسيت‌هاي خودي كشت شده در شرايط آزمايشگاه يكي از راه‌هاي درماني در اين بيماران است ولي امروزه گرايش زيادي به استفاده از سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي، در درمان انواع بيماري‌ها از جمله بيماري‌هاي غضروف مفصلي وجود دارد. سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي سلول‌هاي چندتواني هستند كه قادرند سلول‌هاي دودمان استخواني،‌ چربي و غضروفي را به وجود آورند. اين سلول‌ها با استفاده از تكنيك‌هاي استاندارد از مغز استخوان جدا و در محيط آزمايشگاه كشت مي‌شوند. در حال حاضر بعد از ايجاد ساختارهاي سه بعدي توسط كلاژن از سلول‌هاي مزانشيمي براي پايداري و ماندگاري بافت پيوند شده در مفصل استفاده مي‌شود.
    علاوه بر بيماري‌هاي مفصلي، در افرادي که شکستگي وسيع استخوان دارند و يا کساني که مورد عمل جراحي مغزي قرار گرفته و کاسه سر آنها برداشته شده و همچنين اشخاصي که استخوان‌هاي آنها به‌کندي جوش مي‌خورد، از سلول‌هاي بنيادي براي جوش‌خوردگي سريع و جلوگيري از عفونت‌هاي بعدي استفاده مي‌شود. در اين تکنيک، سلول‌هاي بنيادي مزانشيمي از فرد گرفته و در محيط آزمايشگاه به سلول‌هاي استئوبلاست (استخواني) تبديل مي‌شود، سپس اين سلول‌ها در کنار بافت‌هاي آسيب‌ديده استقرار مي‌يابند تا باعث جوش‌خوردگي سريع اين بافت‌ها شوند. در اين مورد نيز چون سلول‌ها از خود از فرد گرفته شده است؛ بنابراين مشکل پس‌زدگي و عوارض جانبي نيز در پي نخواهد داشت.

  • بيماري‌هاي چشم
    سلول‌هاي‌ بنيادي اپي‌تليوم‌ قرنيه‌، به‌ مقدار فراوان‌ در ناحيه‌ ليمبوس‌ يعني‌ حد فاصل‌ بين‌ قرنيه‌ و ملتحمه‌ قراردارند. درواقع‌ سلول‌هاي‌ ليمبال‌ منبع‌ اصلي‌ ترميم‌ اپي‌تليوم‌ قرنيه‌ در جراحات‌ و حالات‌ طبيعي هستند كه هرگاه‌ ‌ به‌ طور جزئي يا كلي‌ تخريب‌ شوند، سطح ‌قرنيه‌ با سلول‌هاي‌ اپي‌تليالي‌ ملتحمه‌ همراه‌ با سلول‌هاي‌ جامي پوشانده‌ مي‌شود و استروماي‌ قرنيه‌ دچار التهاب‌ مزمن‌ مي‌گردد. اين‌ علائم‌ پاتولوژيكي‌ فرايند conjunctivalisation را نشان‌ مي‌دهد و اساس‌ تشخيص،‌ تعدادي‌ از بيماري‌هاي‌ قرنيه‌اي‌ تحت‌ عنوان‌ نقصان‌ سلول‌هاي بنيادي‌ ليمبال‌ است. پيوند سلول‌هاي بنيادي خودي و يا غيرخودي‌ ليمبال‌ براي‌ بازيابي‌ ديد و تشكيل‌ سطح‌ طبيعي‌ قرنيه‌ در اين افراد ضروري‌ است. مطالعات‌ باليني و تجربي‌ اخير نشان‌ داده‌اند‌  مي‌توان‌ سلول‌هاي‌ ليمبال‌ را بر پرده‌ آمينوني‌ انساني تكثير داد و براي‌ بازيابي‌ ديد افراد با نقصان‌ سلول‌ بنيادي ليمبال‌ استفاده‌ كرد.

  • ضايعات و بيماري‌هاي عصبي
    یکی از نگرانی‌ها و دغدغه‌های مردم و جامعه پزشکی به ویژه جراحان مغز و اعصاب صدمات نخاعی ناشي از تروما است. در آمریکا سالانه بيش از 10000 نفر دچار ضایعات نخاعی می‌شوند كه در حال حاضر تنها امكان درما‌ن‌هاي نگهدارنده براي آن وجود دارد. اين نوع درمانها در بیماران آسیب ديده جدی، علاوه بر تحمیل هزینه‌های هنگفت درمانی و هدر رفتن وقت تیم درمانی، یأس و ناامیدی بیماران و افراد جامعه و سرخوردگی تیم معالج و در نهایت مرگ مبتلایان را به دنبال دارد. پيشرفت‌هاي بشر در زمينه توليد، تکثير و تمايز سلول‌هاي بنيادي تا حدودي، اين اميد را به وجود آورده است که بتوان از اين سلول‌ها در مداواي ضايعات عصبي مانند قطع نخاع و بيماري‌هاي عصبي همچون آلزايمر، پارکينسون، MS و غيره نيز بهره برد. در اين مورد نيز پس از تهيه سلول‌هاي بنيادي از شخص موردنظر، آن‌ها را به سلول عصبي تبديل مي‌كنند و براي ترميم يا مداوا مورد استفاده قرار مي‌دهند. البته بخش اعظم اين فناوري، در مرحله آزمايشگاهي است و با پيشرفت‌هاي خوبي همراه بوده است. به‌عنوان مثال، طي گزارشي که اخيرا منتشره شده، متخصصان فرانسوي موفق شده‌اند با استفاده از سلول‌هاي مزانشيمي، موش قطع نخاع شده‌اي را تا حدي بهبود بخشند که قادر به حرکت باشد ( البته نه با تعادل صددرصد). اين موضوع در صورتي‌که با موفقيت نهايي توأم شود، انقلاب بزرگي در پزشکي به شمار مي‌رود.
    يک شرکت آمريکايي بنام Osiris که يک مرکز تحقيقاتي خصوصي است و متخصصان ارشد جهان در زمينه سلول‌هاي بنيادي را گرد هم آورده، ادعا کرده است که قادر به مداواي بيماري‌هايي مانند آلزايمر، پارکينسون، MS با استفاده از سلول‌هاي بنيادي خود شخص است البته در قبال ارائه اين خدمات هزينه‌‌هاي بالايي تا حد 100 هزار دلار دريافت مي‌كند.

  • ترميم سوختگي‌ها و ضايعات پوستي
    جراحات پوستي ناشي از سوختگي يا صدمات ديگر، بسياري از بيماران را دچار مشكل مي‌كند. در روش معمول براي ترميم قسمت‌هاي صدمه‌ديده، از پوست بخش‌هاي سالم بدن استفاده مي‌شود که مشکلاتي را براي بيمار به‌وجود مي‌آورد. اما با استفاده از سلول‌هاي بنيادي مي‌توان سلول‌هاي پوستي را در محيط آزمايشگاه توليد و درترميم بافت‌هاي صدمه‌ديده از آنها استفاده کرد. اين فناوري در حال حاضر، کاربردي شده و در يکي از بيمارستان‌هاي انگلستان مورد استفاده قرار گرفته است.

  • برگرفته از rctc.ir


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : جمعه بیست و هشتم خرداد 1389 | 22:47 | نویسنده : پارمیس |
مدير گروه بخش دندانپزشکي دانشگاه علوم پزشکي اصفهان گفت: سلول هاي بنيادي مزانشيمي سبب درمان قطعي بيماران شکاف لب و کام مي شود.
به گزارش فارس، نصرت نوربخش اظهار داشت: طرحي با عنوان کاربرد باليني سلول هاي بنيادي مزانشيمي بالغ مستقر در مغز و استخوان به صورت اتولوگ در بافت سازي نقايص استخواني بيماران شکاف لب و کام امسال به تصويب ستاد فناوري راهبردي رياست جمهوري رسيده است.
وي با اشاره به اينکه استفاده از سلول هاي بنيادي براي بيماران مبتلا به شکاف لب و کام در سه مرحله انجام مي شود، بيان داشت: در استخوان شکاف لثه اي اين بيماران سلول هاي بنيادي را جايگزين و پيوند اتولوگ مي دهيم.
عضو هيات مديره انجمن شکاف لب و کام اصفهان خاطرنشان کرد: فاز حيواني اين طرح را روي گوسفند انجام مي دهيم که يک طرف از جمجمه گوسفند را پس از ايجاد ضايعه با استفاده از سلول هاي بنيادي گرفته شده از مغز و استخوان درمان مي کنيم و طرف ديگر جمجمه را پس از ايجاد ضايعه بخيه زده و به حال خود رها مي کنيم.
نوربخش با اظهار اينکه با مقايسه دو سمت جمجمه گوسفند در صورتي که استخواني ساخته شود، متوجه مي شويم که سلول هاي بنيادي در ساخت آن نقش داشته است، تصريح کرد: بدن به طور طبيعي قادر است ضايعات کوچک بدن را بسازد و همين مسئله سبب شده که ضايعه ساختگي را در اندازه اي ايجاد کنيم که بدن قادر به ترميم آن نباشد.
وي با اعلام اينکه اين طرح در شش تا هشت ماه آينده به نتيجه مي رسد، ادامه داد: از آنجائي که از پنج سال پيش براي نخستين بار انجمن حمايت از بيماران شکاف لب و کام ايران در بيمارستان الزهراي اصفهان ساخته شد و با توجه به اينکه از اعضاي هيات مديره اين انجمن هستم از نزديک با مشکلات اين بيماران آشنا شدم.
عضو هيات مديره انجمن شکاف لب و کام اصفهان با اشاره به اينکه اين بيماران در طول 15 تا 16 سال جراحي هاي متعدد مي گيرند، گفت: در سن 9 تا 12 سالگي استخوان لگن بيماران شکاف لب و کام را طي عمل جراحي که آخرين راه حل درمان است به استخوان فک در شکاف لثه اي پيوند مي دهيم.
وي با اظهار اينکه اين عمل به علت زمان طولاني عمل و احتمال ايجاد معلوليت، پادرد براي بيمار، هزينه  بالاي عمل و قطعي نبودن درمان زياد توصيه نمي شود، اضافه کرد: استفاده از سلول هاي بنيادي براي درمان اين بيماران هيچ عوارض خاصي ندارد.
موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : جمعه دهم اردیبهشت 1389 | 21:15 | نویسنده : پارمیس |
روزنامه واشنگتن تایمز در گزارشی ضمن بررسی سازگاری اسلام و دانش‌های نوین از قبیل تحقیقات سلول‌های بنیادین، به پیشرفت‌های چشمگیر کشورمان در زمینه تحقیقات علمی اشاره می‌کند. انتشار این گزارش در واشنگتن تایمز با تولد «حنا»، نخستین بز شبیه‌سازی‌شده پژوهشکده رویان که بامداد چهارشنبه در اصفهان چشم به جهان گشود مصادف شده است. در ادامه ترجمه کامل این گزارش از نظر شما می‌گذرد.
آفتاب- سرویس بین‌الملل: بنابر یک تحقیق مشترک بین دانشگاه هاروارد و دانشگاه فن‌آوری ماساچوست (MIT) علی‌رغم تمرکز توجه جهانی به برنامه هسته‌ای ایران، ایران، در عرصه تحقیقات سلول‌های بنیادین پیشرفت خیره‌کننده‌ای داشته است.

در ایالات متحده بحث و جدل فراوانی پیرامون تحقیقات سلول‌های بنیادین جنینی وجود دارد اما در سال 2002 آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر مذهبی ایران اجازه این‌گونه بررسی‌ها را صادر نمود. دولت اوباما نیز اخیراً با اتخاذ خط مشی مشابه‌ای، محدودیت‌هایی را که دولت بوش به دلیل احتمال از بین رفتن انسان‌های بالقوه وضع کرده بود، ملغی اعلام کرد.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که سلول‌های
خط مشی‌هایی که ممکن است در سیستم سیاسی آمریکا لیبرال خوانده شوند، در نظر سیاست‌مداران ایرانی مطابق عرف عام هستند
بنیادین توانایی قابل‌توجهی در تبدیل شدن به سایر سلول‌ها دارند و می‌توان از آن‌ها به عنوان سیستم ترمیم و برای جایگزین نمودن سلول‌های با کارکرد خاص بهره گرفت.

«حسن اشک‌تراب» از مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه هاروارد معتقد است: «اسلام سازگاری بالایی با دانش‌های جدید دارد. خط مشی‌هایی که ممکن است در سیستم سیاسی آمریکا لیبرال خوانده شوند، در نظر سیاست‌مداران ایرانی مطابق عرف عام هستند».

آیت‌الله خامنه‌ای بارها بر لزوم تبدیل ایران به طلایه‌دار تولید علم در جهان اسلام تاکیده کرده و از طرف دیگر، موفقیت‌های علمی در حفظ غرور ملی ایرانیان نقش مهمی ایفا می‌کند. این کشور در زمان امپراطوری پارس محل تقاطع پیشرفت‌های پزشکی و مرکز علم‌آموزی جهانی بود.

انقلاب 1979 که منجر به فرار گسترده مغزها شد، سرعت رشد علمی ایران را با کاهش مواجهه کرد. آقای اشک‌تراب می‌گوید: «بسیاری از چهره‌های علمی نامدار در سراسر دنیا اصالتاً ایرانی هستند ولی پس از مهاجرت به کشورهای خارجی ملیت آن کشور را پذیرفته‌اند».

با این وجود، به اعتقاد «علی خادم حسینی» که اخیراً در بررسی‌ سلول‌های بنیادین در بخش علوم و فن‌آوری سلامتی
دولت ایران قصد دارد در یک برنامه 5 ساله تنها برای پژوهش‌های سلول‌های بنیادین 2 میلیارد و پانصد میلیون دلار هزینه کند
دانشگاه‌های هاروارد و MIT همکاری داشته، فرار مغزها در ایران مسئله پراهمیتی نیست و دانشمندان ایرانی را از پیشرفت‌ در رشته‌هایی نظیر سلول‌های بنیادین باز نداشته است.

وی می‌گوید: «مشتاقان فراوانی برای علم در ایران وجود دارد. بنابراین فرار مغزها لزوماً در این حیطه اثرگذار نیست».

ایران در پایان جنگ هشت ساله با عراق در سال 1988 سرمایه‌گذاری فراوانی را در تحقیقات علمی آغاز کرد. بنابر تحقیق مشترک آقای خادم حسینی و «دیوید موریسون»، میزان هزینه انجام شده توسط دولت ایران در مسائل علمی از 0.2 درصد تولید ناخالص ملی در سال 1990 که حدود 232 میلیون دلار می‌شد به 0.65 درصد تولید ناخالص ملی یا به عبارتی 1 میلیارد و دویست میلیون دلار در سال 2005 افزایش یافته است.

Press TV شبکه خبری بین‌المللی و انگلیسی‌زبان که بودجه‌اش را ایران تامین می‌کند در سال 2008 اعلام کرد که دولت ایران قصد دارد در یک برنامه 5 ساله تنها برای پژوهش‌های سلول‌های بنیادین 2 میلیارد و پانصد میلیون دلار هزینه کند. 

حنا، نخستین بزغاله شبیه‌سازی شده در خاورمیانه

پژوهش‌های سلول‌های بنیادین ایران در موسسه رویان واقع در دامنه کوه‌های البرز در شمال تهران متمرکز شده است.

پژوهشکده رویان که در سال 1991 (1370) با هدف درمان ناباروری تاسیس
ایران جزو ده کشوری است که به تولید، پرورش و انجماد سلول‌های بنیادین جنینی مبادرت می‌ورزند.
شده بود؛ در سال 1998 (1377)، به عنوان مرکز مورد تایید از سوی وزارت بهداشت ایران جهت انجام پژوهش‌های سلول‌های بنیادین شناخته شد. بنابر اطلاعات مندرج در سایت اینترنتی رویان، این پژوهشکده از 6 بخش شامل سلول‌های بنیادین، جنین‌شناسی، پزشکی زنان، ژنتیک، آندرولوژی و اپیدمولوژی تشکیل شده است.

بر اساس بررسی‌ آقای خادم حسینی، ایران جزو ده کشوری است که به تولید، پرورش و انجماد سلول‌های بنیادین جنینی مبادرت می‌ورزند.

سایر کشورها عبارت‌اند از سوئد، ژاپن، آمریکا، استرالیا، انگلستان، هند و کره جنوبی.

در 30 سپتامبر 2006، نخستین گوسفند شبیه‌سازی شده خاورمیانه که رویانا نام‌ گرفت در اصفهان چشم به جهان گشود. همچنین دانشمندان ایرانی موفق شده‌اند سلول‌های بنیادین کلیه انسان را جداسازی و نگهداری کرده و نسبت به تولید و پرورش بافت کبد در موش اقدام نمایند.

به رغم قوانین محافظه‌کارانه اسلامی در ایران، حمایت دولتی گسترده‌ای از تحقیقات سلول‌های بنیادین جنینی در این کشور وجود دارد. روحانیون مسلمان معتقدند که این عمل در قوانین اسلامی مجاز شناخته شده است.
تحریم‌هایی که علیه برنامه هسته‌ای و موشکی ایران وضع شده‌اند، دسترسی این کشور را به تجهیزات و ملزومات علمی که عمدتاً در آمریکا تولید می‌شوند محدود ساخته است
به اعتقاد عالمان شیعه، روح پس از 120 روز در جنین دمیده می‌شود و پیش از این زمان اگر بارداری برای مادر با خطر جسمی و روحی همراه باشد سقط جنین آزاد است. به این ترتیب موضوع سقط جنین که جنجال فراوانی در آمریکا به پا کرده است، در ایران تبدیل به موضوعی حل‌شده می‌شود.

آیت‌الله خامنه‌ای بارها از تاکید قرآن در مورد پیشگیری از بیماری‌ و ناراحتی انسان به عنوان شاهدی بر سازگار بودن تحقیقات سلول‌های بنیادین و شریعت اسلام نام برده است. اما قطعاً محدودیت‌هایی وجود دارد: رهبر ایران به دانشمندان این کشور هشدار داده که مراقب باشند تولید اعضای شبیه‌سازی‌ شده انسانی منجر به تولید یک انسان مجزا نشود زیرا شبیه‌سازی انسان مورد پذیرش نیست. دولت اوباما نیز از خط مشی مشابه‌ای تبعیت می‌کند.

با وجود پیشرفت‌های قابل ذکر ایران در این زمینه، تنش سیاسی بین این کشور و غرب موانعی ایجاد کرده است. تحریم‌هایی که علیه برنامه هسته‌ای و موشکی ایران وضع شده‌اند، دسترسی این کشور را به تجهیزات و ملزومات علمی که عمدتاً در آمریکا تولید می‌شود محدود ساخته است. بسیاری از دانشمندان ایرانی ناچارند تجهیزات مورد نیاز خود را از بازار سیاه تهیه کنند که هزینه بالاتری در پی دارد.
آقای خادم حسینی می‌گوید علی‌رغم این مشکلات نسبت به آینده امیدوار است. وی اظهار می‌دارد: «پژوهش‌ها در ایران در حال افزایش است. حمایت‌هایی هم از طرف دولت و هم از طرف مردم صورت می‌گیرد. آینده حتماً درخشان است».
برگرفته از aftab news.ir
 

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : سه شنبه سی و یکم فروردین 1389 | 11:36 | نویسنده : پارمیس |

به‌ طور كلي‌ سلول‌هاي‌ بنيادي‌ داراي‌ دو منشاء جنيني‌ و بزرگسالان هستند. سلول‌هاي‌ بنيادي‌ جنيني‌ از توده‌ سلولي‌ داخلي‌ جنين‌ در مرحله‌ بلاستوسيست‌ به‌ دست‌ مي‌آيند. دسته‌ ديگر، سلول‌هاي ‌بنيادي‌ بزرگسالان‌ هستند كه‌ در بسياري‌ از بافت‌هاي‌ تخصص‌ يافته‌ بدن‌ از جمله‌ مغز، مغز استخوان‌، كبد، پوست‌، لوله‌ گوارش‌، قرنيه‌ و شبكيه‌ چشم‌ و حتي‌ پالپ‌ عاج‌ دندان‌ يافت‌ مي‌شونـد.
سلول‌های بنیادی جنینی از جنین اولیه حاصل مي‌شود و توانایی ساخت تمام اعضا یک موجود زنده را دارند. از آنجا که سلول‌هاي بنيادي جنيني ناميرا هستند، دانشمندان در تلاشند تا با مداخله و دست‌کاري ژن‌هاي مؤثر در پيوند و فاکتورهاي سازگاري بافتي آنها، رده سلولي فراگير توليد كنند. به عبارت ديگر با حذف ژن‌هاي سازگاري بافتي در سلول‌هاي بنيادي جنيني، سلول‌هايي توليد كنند که قابليت پيوند به تمام افراد را داشته باشد. اگر بتوان چنين سلول‌هايي را توليد کرد، به ‌علت ناميرا بودن‌ آنها، منبع لايزالي از سلول‌هاي يفراگير خواهيم داشت که به‌طور نامحدود قابليت نگهداري، تکثير و پيوند را دارا است و از اين راه مشکل پس‌زدگي پيوند حل خواهد شد.

 برگرفته از rctc.ir


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : چهارشنبه بیست و پنجم فروردین 1389 | 17:32 | نویسنده : پارمیس |
دانشمندان هلندی روش کاملا جدیدی برای درمان عفونی اچ.ای.وی با استفاده از سلولهای بنیادی تغییر ژنتیکی یافته کشف کرده اند.

به گزارش واحد مرکزی خبر روزنامه اینترنتی روسی لنتا در شماره امروز خود می نویسد: در حال حاضر استفاده دائمی از داروهای ترکیبی ضد ویروس تنها روش درمان این عفونت محسوب می شود که البته ویروس را از بین نمی برند و فقط مانع تکثیر ان در بدن می شود و در صورت توقف مصرف داروها بیماری به رشد خود ادامه می دهد.

با در نظر گرفتن این موضوع که بسیاری از بیماران به دلایل مختلف دوره درمان را متوقف می کنند و در عین حال ویروس اچ.ای.وی دائما در حال تغییر و مقاوم شدن در برابر داروهاست ضرورت یافتن روشهای درمانی جایگزین احساس می شود.

بر اساس این گزارش روش جدیدی که محققان دانشگاه امستردام کشف کرده اند می تواند تاثیر بسیار طولانی داشته باشد.

در این روش ژنهای ضد ویروس موجود در دی.ان.ای سلولهای ایمنی بدن مورد استفاده قرار می گیرد که می تواند به طور مستقل با ویروس اچ.ای.وی مقابله کند.

به این منظور بخشی از سلولهای بنیادی خون ساز از مغز استخوان بیمار خارج و در شرایط ازمایشگاهی ژنهایی به انها تزریق می شود سپس سلولهای بنیادی که به این روش تغییر ژنتیکی یافته اند به مغز استخوان بیمار بازگردانده می شود و شروع به تولید دائمی لمفوسیت می کند و در صورتی که ویروس اچ.ای.وی با این لمفوسیتها برخورد کند تکثیر مجدد ان به طور کامل متوقف می شود.

به گفته پروفسور بن برکهات سرپرست گروه تحقیقات اولیه نتایج امیدوار کننده ای در بر داشته اند و در حال حاضر تاثیر و بی خطر بودن ان برای حیوانات ازمایشگاهی تحت بررسی قرار دارد.

در صورت موفقیت امیز بودن ازمایشها دانشمندان قصد دارند ازمایش کلینیکی روش جدید درمان عفونت اچ.ای.وی را اغاز کنند.

فکرشو بکنید!!!!!!!


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : یکشنبه پانزدهم فروردین 1389 | 21:8 | نویسنده : پارمیس |

سلول بنیادی چیست؟

در طول تاریخ بشر، علم پزشکى با افکار و تصورات بزرگ و شجاعت پیشگامان عجین بوده است و همچنین میل به دستیابى به کیفیت بالاى زندگى کسانى که از بیمارى ها رنج مى برند دغدغه همیشگى انسان است. دردهه هاى گذشته علم پزشکى دچار انقلاب و تحول بزرگى شده است که حتى تحولات کشف پنى سیلین، داروهاى بیهوشى ویا اشعه ایکس را تحت الشعاع قرارداده . دنیا به یک باره وارد یک دوره زمانى از پیوند مغز استخوان، قلب، کبد و کلیه یا کشف دى ان ای و ژنوم انسانى، روش هاى نوین نوزادان آزمایشگاهى، اصلاح نژادى حیوانات و درمان با سلول هاى بنیادى… وهمچنین بسیار نزدیک به تولید انواع بافتها و ارگان هاى انسان شده است.

سلولهای بنیادی یا stem Cell سلولهای اولیه ای هستند که قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. آنها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و… تبدیل شوند.


تحقیقات در زمینه سلول های بنیادی دو ویژگی مهم دارند که آنها را از انواع سلول های دیگر متمایز می سازد:
۱- توان نوسازی سلول های نامتمایزی هستند که توانایی تکثیر نامحدود خود را دارند و در حالت نامتمایز باقی بمانند.
۲- پرتوانی:سلول های بنیادی قادر به ایجاد هر نوع سلولی در بدن هستند. آنها می توانند تحت تأثیر بعضی شرایط فیزیولوژیک یا آزمایشگاهی به سلول هایی با عملکردهای اختصاصی مانند سلول های عضلانی قلب یا سلول های تولیدکننده انسولین در پانکراس و… تبدیل شوند.
دانشمندان در ابتدا با دو نوع از سلول های بنیادی که از حیوانات و انسان ها به دست آمده بودند، شامل سلول های بنیادی جنینی و سلول های بنیادی بالغین کار می کردند که این دو دسته سلولی عملکردها و ویژگی های مختلفی دارا هستند.
بیشتر از ۲۰ سال قبل ( در اوایل دهه ۱۹۸۰ میلادی ) دانشمندان توانستند سلول های بنیادی را از جنین ابتدایی موش جدا کنند و با مطالعه سالها جزئیات بیولوژی سلول های بنیادی موش؛ در سال ۱۹۹۸ دانشمندان موفق به جدا کردن سلول های بنیادی جنینی از جنین انسان و رشد آنها در محیط آزمایشگاه شدند و این سلول ها را سلول های بنیادی جنینی انسان نامیدند. این سلول های همانطور که از نامشان مشخص است از جنین های ۴ یا پنج روزه که از تخم های آزمایشگاهی بارور می شوند به دست می آیند و در محیط آزمایشگاهی در محیط کشت های اختصاصی رشد داده می شوند.
سلول های بنیادی بالغین، سلول های نامتمایزی هستند که در بین سلول های تمایز یافته بافت ها و ارگان های بدن انسان یافته می شوند و توانایی نوسازی و تمایز به انواع سلول های اختصاصی اصلی بافت یا ارگان را دارند. نقش های اولیه این سلول ها در یک ارگان زنده شامل حمایت کردن و تعمیر بافت هایی است که از آنها به دست می آیند.
دانشمندان سلول های بنیادی بالغین را در بافت های بیشتری نسبت به آنچه فکر می کردند به دست آوردند. این یافته ها دانشمندان را به استفاده از این سلول ها در علم پیوند راهنمایی کرد. اکنون بیشتر از ۳۰ سال از استفاده سلول های بنیادی بالغین خون ساز که از مغز استخوان برای پیوند جدا می شوند، می گذرد.
در سال ۱۹۶۰ محققان کشف کردند که مغز استخوان حداقل دو نوع سلول بنیادی را دربردارد که شامل سلول های بنیادی خون ساز که انواع سلول های خونی را در بدن می سازند و سلول های استرومال که می توانند بافت های غضروف، استخوان، چربی، بافت های همبندی فیبروز را در بدن بسازند، است.
در سال ۱۹۶۰ دانشمندانی که موش ها را مطالعه می کردند دو منطقه از مغز موش را که شامل سلول های تقسیم شونده که تبدیل به سلول های عصبی می شوند، کشف کردند. بر خلاف این گزارش ها بیشتر دانشمندان معتقد بودند که سلول های عصبی جدید در مغز بالغین نمی تواند تولید شود تا اینکه در سال ۱۹۹۰ دانشمندان توافق کردند که مغز بالغین شامل سلول های بنیادی است که توانایی تولید سه نوع اصلی سلول های مغزی را که شامل آستروسیت ها و الیگودندروسیت ها (سلول های غیرعصبی) و نورون ها (سلول های عصبی) دارا هستند.
سلول های بنیادی بالغین در ارگان ها و بافت های زیادی از بدن جدا شده اند، اما نکته مهم این است که تعداد بسیار محدودی از این سلول ها در هر بافت وجود دارد که در منطقه خاصی از آن بافت برای سالها ساکن می مانند، تا اینکه با ظهور بیماری یا آسیب بافتی فعال می شوند.
بافت هایی که سلول های بنیادی بالغین در آنها یافت می شوند عبارتند از: مغز استخوان، خون محیطی، مغز، عروق خونی، پالپ دندان، عضله اسکلتی، پوست، کبد، پانکراس، قرنیه، شبکیه، سیستم گوارش.
دانشمندان در خیلی از آزمایشگاه ها تلاش می کنند تا بتوانند که
سلول های بنیادی
بالغین را در کشت سلول به انواع سلول ها اختصاصی تبدیل کنند تا از آنها برای درمان بیماری ها و صدمات بافتی استفاده کنند.
پتانسیل های درمانی این سلول ها عبارتند از:جایگزینی سلول های تولیدکننده دوپامین در مغز در بیماری پارکینسون، تولید سلول های انسولین ساز برای نوع یک دیابت (وابسته به انسولین) و تعمیر سلول های عضلانی تخریب شده.
سلول های بنیادی بند ناف از سلول های پرتوان دیگر هستند که همچون سلول های بنیادی بالغین قادرند تا انواعی از سلول ها را در محیط آزمایشگاهی تولید کنند. در بند ناف دو دسته سلول های بنیادی وجود دارند که قادر به ساختن سلول های خونی و سلول های استخوانی و چربی بوده و همچنین به عنوان جایگزینی برای سلول های مغز استخوان در علم پیوند مغز استخوان محسوب می شوند.
ضرورت تحقیق و پژوهش در خصوص
سلول های بنیادی چیست؟
سلول های بنیادی قادرند به طور نامحدود هر نوع سلول را به وجود آورند که این خصوصیت باعث استفاده حیرت آور این سلول ها در علم پیوند شده است. علاوه بر این می توان به گونه ای این سلول ها را از نظر ژنتیکی تغییر داد تا پس از پیوند دفع نشوند.کارهایی که در این رابطه تا به حال انجام شده اند عبارتند از:
۱- سلول های ماهیچه قلب توان تکثیر طی دوره بزرگسالی را ندارند و هرگاه با جراحت یا ایسکمی، به بافت مزبور آسیبی برسد بافت غیرفعال جایگزین سلول های ماهیچه ای قلب فعال می شوند. سلول های بنیادی جنینی توان تبدیل به سلول های ماهیچه ای قلب را دارند که از آنها می توان در درمان موارد سکته های قلبی که عامل اصلی آسیب به ماهیچه قلب هستند و همچنین در موارد اختلالات مادرزادی قلبی استفاده کرد.
۲- سلول های بنیادی خون ساز در علم پیوند مغز استخوان برای درمان بعضی بیماری های خونی مانند تالاسمی و همچنین سرطان های افراد بزرگسال و خردسال به کار می روند که در ایران از سال ۱۳۷۱ در مرکز هماتولوژی و انکولوژی و پیوند مغز استخوان واقع در بیمارستان شریعتی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی تهران و دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام می شود.
۳- سلول های مولد انسولین از سلول های بنیادی جنینی موش و انسان به دست آمده اند که می توانند راهگشایی در درمان بیماری دیابت باشند.
۴- سلول های عصبی از سلول های بنیادی جنینی به دست آمده اند که از آنها می توان در درمان بیماری های تخریب شونده سیستم عصبی مانند پارکینسون و یا آلزایمر استفاده کرد.
۵- سلول های پوستی از سلول های بنیادی جنینی به دست آمده اند که از این سلو


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : سه شنبه دهم فروردین 1389 | 21:48 | نویسنده : پارمیس |

موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388 | 19:30 | نویسنده : پارمیس |

ميراث رويانا
تولد رويانا اولين گوسفند شبيه‌سازي شده خاورميانه در هشتم مهرماه سال 85 طليعۀ حركت نوين دانش بيوتكنولوژي كشور در جهت توليد داروي‌هاي نوتركيب بود.
رويانا زندگي خود را همانند دیگر حيوانات شبيه سازي شده در لوله‌هاي آزمايشگاهي آغاز كرد و زماني كه جنين اوليۀ رويانا توان تكوين طبيعي خود را روز هفتم زندگي آزمايشگاهي خود اثبات كرد به رحم مادر جایگزین خود منتقل شد و آبستني مادر رويانا پنجاه روز  بعد از انتقال جنين قطعی شد.رویانا


145 روز بعد از انتقال جنين، برخلاف بسياري از حيوانات شبيه‌سازي شده و نيز همتاي قبلي خود كه در بدو تولد به علت مشكلات نوزادي قادر به ادامۀ حيات نبوده‌اند، رويانا با عمل سزارين متولد شد و به‌رغم شرايط نا پايدار بدو تولد توانست زندگي خود را به صورت يك بره سالم و شاداب آغاز کند.
سلامت رويانا نه تنها مهر تاييدي بر توانمندي فناوری شبيه‌سازي محققان كشور بود، بلكه محرك و دست‌مايۀ اصلي ادامۀ تحقيقات گسترده در جهت انتخاب بهترين گونۀ پستاندار اهلي برای شبيه سازي با هدف توليد داروهاي نوتركيب بود.
در اين راستا اگر چه شبيه سازي موفق در گاو با تجربۀ تلخ از دست رفتن دو گوسالۀ شبیه‌سازی شده «بنيانا» و «تامينا»  همراه شد، تجربۀ كاملا موفق و چشمگير تولد بزغاله‌هاي شبیه‌سازی شده موسوم به «حنا» نشانة آن بود كه گونۀ بز بهترين گزينه برای توليد حيوانات شبيه‌سازي شدۀ تراريخت است. نهایتا، تولد موفقیت‌آمیز بزغاله‌های تراریخته حاوی ژن تولید فاکتور 9 انعقاد خون انسانی زنجیرۀ موفقیت‌های کشور در زمینۀ فناوری تولید حیوانات تراریخته را کامل کرد.
رويانا سومين سال زندگي خود را با دردهاي مزمن و نامشخص در ناحیۀ بطني آغاز کرد و معاينات مكرر انجام شده توسط تيم دامپزشكي قادر به تبیين عارضۀ خاصي نشد. با اين حال ادامۀ روند تحليل این حيوان به همراه عدم تشخيص یک ضايعۀ خاص، نگرانی‌هاي موجود در زمينۀ وجود سندروم مرگ زود‌رس حيوانات شبیه‌سازی شده را تشديد می‌كرد.
با اين وجود گرچه ارائۀ درمان‌هاي حمايتي، شدت روند تحليل رويانا را تقليل می‌داد ولي قادر نبود از شدت رنج ناشی از بيماري رويانا بكاهد. لذا در آخرين بررسي به عمل آمده تصميم گرفته شد که رویانا نیز مانند «دالي» با مرگ آسان از تحمل زجر بيماري رهانیده شود.
اگرچه معاينات اوليه پس از مرگ، احتمال نارسايي مزمن كبدي با علت نامشخص را مطرح مي‌کند، مطالعات كامل ممكن است بتواند علت اصلي تحليل جسمی حيوان را مشخص كند.
جسد رويانا، اولین حیوان شبیه‌سازی شده خاورمیانه، پس از تاکسیدرمی در پژوهشگاه رویان نگهداری می‌شود تا براي هميشه به عنوان نماد توانمندي دانش بيوتكنولوژي كشور در معرض ديد همگان باشد.
اگر چه رويانا تولد خود را مديون فناوری شبيه سازي بود ولي دانش نوين بيوتكنولوژي كشور جهش عظيم خود را مديون اعتبار و نيروي برخاسته از نام رويانا مي‌داند.


موضوعات مرتبط: سلول های بنیادی

تاريخ : شنبه پانزدهم اسفند 1388 | 21:23 | نویسنده : پارمیس |